سیما: پول سیگارته!
Wednesday, August 1, 2012
Sunday, July 29, 2012
Quote of the Day
I
will lose all respect for FBI if they have actually wasted planted a mole in Occupy
LA!
W.J.
W.J.
Francis Fukuyama Bullshit!
By Francis Fukuyama’s
logic: history has ended and liberalism has taken over the world. So if there was an end where was the beginning? If history
ended are we now living in post historical time!
Monday, December 12, 2011
نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایران
کتاب <<نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایران>> نوشته آرتور کریستن سن
کتاب <<نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایران>> نوشته آرتور کریستن سن
پژوهشهای آرتور کریستن سن(1875-1945)ایرانشناس دانمارکی از دو برتری آشکار برخوردار است.نخست آگاهی نویسنده از تألیفات فارسی و عربی در سدههای نخستین هجری است.چنانکه میدانیم بیشتر آثاری که به زبانهای ایرانی باستان و ایرانی میانه چون زبان اوستایی و پهلوی و سغدی و ختن ساکی و غیره در دست است بیشتر متون دینی است و از نوشتههای غیر دینی و این جهانی چیز زیادی بر جای نمانده است،مگر برخی ترجمههای و یا نو نگاریها و نو پردازیهای آنها به زبان فارسی و عربی در سدههای نخستین هجری.از اینرو بدون آگاهی از این تألیفات بررسی تاریخ و ادبیات و تشکیلات اداری و سیاسی و جنبشهای اجتماعی و علوم و فنون و صنعت و هنر و دیگر زمینههای فرهنگ ایران باستان غیر ممکن و پژوهش ادیان آن دوره نیز ناقص و یا بسیار محدود خواهد بود و اصولا رشتهء ایرانشناسی بدون زبان فارسی و یا با آشنایی اندکی از این زبان صرفا زبانشناسی است و باید زبانشناسی ایرانی نامیده شود و نه ایرانشناسی. با این حال جای بسیار شگفتی است که با وجود اهمیت منحصر بفردی که زبان فارسی در چارچوب سه هزار سالهء تاریخ و فرهنگ ایران دارد
Sunday, December 11, 2011
آرمان های خودمان را به گذشته منتقل نکنیم
افسانه های ایران باستان و ساختارهای اساطیری ایران و رابطه آنها با فرهنگ قرن بیست و یکم ایران مدتی است ذهن مرا مشغول کرده و این فکر را بهرام بیضایی با کتاب ریشه یابی دخت کهن و کتاب قدیمی ترش سه بر خوانی (خصوصا نمایش آرش آن) به جان من افکند. همین جا انتقاد کوچکی هم می کنم و میگویم کاش انتشارات روشنگران بر آن کتاب اولی فهرست اعلامی هم گذاشته بود که از ملزومات کتابهای علمی برخوردار باشد. اولین بار آن روایات معروف احمد شاملو از داستان ضحاک و کاوه را که خلاف فردوسی گفته در سه بر خوانی دیدم.
گویا بر طبق این روایت ضحاک حرمی درست کرده بود و <<زنان>> و <<گاوان>> را می دزدید و می دانیم که این دو اصل اساسی تمدنهای قدیم بودند چون گاوان منبع اصلی غذا و زنان منشا حیات نو بودند. بنابر این مهمترین چیزی که یک قبیله را می توانست فلج کند، عدم وجود زنان و گاوان بود. و خود داستان ضحاک که تحول یافته یک داستان هندوایرانی است. از همین جا می بینیم که پایه اوستا گویی همیشه زمینی بوده و نسبت به زمانه اش از افکار خرافی ادیان ابراهیمی بدور است. البته از بعضی نکات آن نباید غافل شد مثلا گرشاسب در اوستا نکوهش می شود چون با یک پری رابطه داشته است.در مورد کسان دیگری هم که با پری ارتباط داشتند، گفته اند که سرانجامِ شومی داشته اند.شاید این درباره بهرام چوبین هم صادق باشد. بهرام چوبین هم گرچه به دست ترکی کشته می شود.
اما به هر سو، ارتباط با پری برای او هم نتایج شوم و نامطلوبی دارد.یا اگر به افسانه داسه ها نگاه کنیم باز می بینیم داسه ها هم در ریگ ودا، اوستا و بعد عهد عتیق که داستانهای متحول شده خدایان اساطیر طبیعت هستند، <<داسه ها>> هم که بر آمده از این اساطیرند در اوستا و ریگ ودا بسیار ناسزا میشنوند. وقتی کسی می خواست بسیار از دیگری بد بگویند می گفت: فلانی بدتر از <<داسه ها>> است.
باز اگر به شاهنامه باز گردیم میبینیم داستان جنگ سهراب و گردآفرید داستان جنگ پهلوان و پری است و گردآفرید از پری ها است.
داستان رستم و سهراب را هم اگر نگاه کنیم سرشار از نشانه شناسی های خدایان عهد باستان و مقابل دوران تکخدایی است. رستم در کلمه به معنی شاخه ای از رود است و سهراب به معنی آب سرخ است و مادر سهراب تهمینه از تهم یا همان تخم (به فتح ت و م) که به معنای دانه است. و این داستان طبیعت است که در فصل طغیان رود اصلی سرخ میشود. و رستم را هم میبینیم که میرود پیش تهمینه و از او صاحب فرزند میشود.
تعزیه هم که از دیگر روایتی است که اگر نشانه شناسی کنیم می بینیم اساسا داستانی است درباره آب و نه به کربلا ربطی دارد نه به امام حسین، بلکه ریشه در افسانه های کهن ایرانی دارد. و نیک می دانیم که تعزیه مطلقا مورد تایید آقایان علما نیست. و هرگز حکم به حلال بودن آن نداده اند. بهرام بیضایی که از سال ۱۳۳۷ و قبل از جریانات خمینی بسیار درباره تعزیه تحقیق کرده و نوشته نمایشنامه هایی به نام شمر و میرنوروزی هم نوشته بوده که در تلویزیون ایران هر دو را گم کردند. و سناریو روز واقعه هم بر آمده از همین علاقه او است. ) بیضایی در نوشته های متعددش درباره تعزیه نشان داده که جنبه نمایشی این داستان ربط اندکی به دین و مسائل مذهبی شیعه دارد.
با شناخت این داستانها و افسانه می توانیم بهتر خودمان را بشناسیم و بعد می توانیم نگاه کنیم این افسانه ها چگونه در جامعه امروز ما به همان صورت خرافی گذشته تکرار می شوند.
Wednesday, April 20, 2011
وقتی که مسیحیان به هند رسیدند از هندوها پرسیدند انجیل مقدس شما چیست؟ اما هندوها اصلا اهل کتاب نبودند و از سر ضرورت کتاب <<بهاگاواد گیتا>> را پدید و آوردند که فی ذاته کتابی است که پاسخگوی بسیاری نیازهای مذهبی نیست. بعد پرسیدند مفهوم تثلیث (Trinity)مسیحیت (یعنی عیسی، مسیح و روح القدس) در نزد شما کدام است؟ و اینگونه بود که هرما عرضه شد گرچه مفهومی غیر از تثلیث داشت. به همین ترتیب بود که در رابطه این دو کیش در هند مرزهای ادیان کاتولیک و هندو شکسته شد. مثلا یکی از کسانی که بدنبال قدیس ساختن مادر ترزا است می گوید ببینید چگونه مزار او همیشه <<تکریم آمیز>> است . یعنی از وازگان هندوی venerated برای تبیین مفهومی کاتولیک استفاده می کند.
بهمین ترتیب باوجود تمام تاکیدی که در قانون اساسی هند بر جدائی دین و دولت هست <<جشن استقلال>> هند در رد فورت یک جشن تقریبا مذهبی است. و مرز مذهب و سکولاریسم در آن شکسته می شود.
بهمین ترتیب باوجود تمام تاکیدی که در قانون اساسی هند بر جدائی دین و دولت هست <<جشن استقلال>> هند در رد فورت یک جشن تقریبا مذهبی است. و مرز مذهب و سکولاریسم در آن شکسته می شود.
Monday, July 5, 2010
بیطرفی تاریخ نگار ایرانی
از اصول اولیه تاریخ نویسی این است که مورخ باید بی طرف باشد. ا objective (علمی و بدون نظر خصوصی) بنویسد و نه سوبژکتیو subjective (وابسته بطرز تفکر شخصی).
فریدون آدمیت با اشاره به ماجرای اعطاء لقب سِر و نشان دولتی از سوی لرد آللنبی (حاکم انگلیسی حیفا) به عباس افندی، مینویسد: «از آن پس عنصر بهائی چون عنصر جهود، به عنوان یکی از عوامل پیشرفت سیاست انگلیس در ایران درآمد. طرفه اینکه از جهودان نیز کسانی به آن فرقه پیوستهاند، و همان میراث سیاست انگلیس به آمریکائیان نیز رسیده...» ۱.
۱. ر.ک: امیرکبیر و ایران، با مقدمه محمود محمود، چاپ اول: انتشارات بنگاه آذر، تهران ۱۳۲۳، قسمت اول، صص ۲۵۸-۲۵۶؛ همان: متن کامل، چاپ دوم: مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر، تهران ۱۳۳۴، صص ۲۰۸-۲۰۷. آدمیت در چاپ پنجم این کتاب (چاپ شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، تهران ۱۳۵۵، ص ۴۵۷)
Subscribe to:
Posts (Atom)